آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان |
زندگی پرماجرا
خدایا من در کلبه فقیرانه خود چیزی را دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری من چون تویی دارم و تو چون خود نداری زندگی بدون عشق ====== غم رندگی بدون یار ====== تنهایی امروز کنکور ارشد داشتم خیلی باهال بود 1ساعت جواب دادم اومدم بیرون فقط برای کیکش رفتم یکروز زندگی همچین بهت حال میده که دوست داری صدسال عمر کنی کلی به اینده امیدوار میشی که نگو باز یک روز دیگه همچین حالتو میگیره که دیگه هیچ امیدی نداری از همه چی خسته میشی این زندگی هم خیلی چیز باحالیه بگیر نگیر داره جمعه 14 بهمن 1390برچسب:, :: 23:31 :: نويسنده : تنها
خدایا شکرت امروز خیلی روز خوبی بود خیلی خوش گذشت بالاخره بعداز 20روز امتحانام تموم شد.وای خیلی هوا سرد بود انقدر خودمو پوشونده بودم شبیه توپ قلقلی شده بودم فقط کافی بود یکی زیر لنگی مینداخت واسم.واسه نهار با دوستم نودولیت درست کردیم من دفعه اول بود که میخوردم ولی دوستم نه از اونجایی که خیلی عجله داشتیم فکنم ناپخته بود وخوردیم خلاصه گشنه رفتیم سرجلسه امتحان ولی از اونجایی که خدا مراد شکم رو زود میده شوهر دوستم همین امروز فارغ التحصیل شد و بهمون شیرنی داد ما هم عین دوتا گشنه پریدیم به شیرنی ها تا جایی که تونستیم خوردیم فکنم اگه اون شیرنی ها نمیرسید میمردیم از گشنگی چهار شنبه 12 بهمن 1390برچسب:, :: 22:25 :: نويسنده : تنها
امشب خیلی دلم گرفته نمیدونم کجا چجوری خالیش کنم یه عمر غمخوار و شنونده غم ها و مشکلات بقیه بودم اما الان که نوبت من شده به مشکلات زندگی رسیدم میبینم هیچکس نیست که به حرفهای من گوش بده هرکسی به هرشیوه ای درگیر مشکلات خودش خدایا پس من چی الان که به من رسید چرا کسی نیست غمخوار من باشه چرا کسی نیست با من همدردی کنه.الان فهمیدم خودمم و خدای خودم تو این دنیا هر کسی دنبال مشکلات خودش خدایا شکرت |
|||
![]() |