آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان |
زندگی پرماجرا
امروز برای اولین بار لوبیا پلو درست کردممممممممممممممممممممم امیدوارم خوب بشه البته حتما خوب میشه مگه امکان داره من غذایی درست کنم و خوب نشه جالب یک بار موبایلم گم شد برعکس همه که وقتی موبایلشونو گم میکنن ناراحت میشن من اون موقع خوشحال بودم و دعا دعا میکردم پیدا نشه چون از گوشیم خسته شده بودم اما از شانس قشنگم پیدا شد. باز برعکس همه وقتی طرف گوشیمو جواب داد و گفت من پیداش کردم کلی ناراحت شدم اما حالا گوشی مامانم گم شده اما مامانم خیلی دوست داره پیدا بشه اما نمیشه طرف گوشی رو خاموش کرده کلا همه چی برعکسه الان منم میخوام پیدا بشه جمعه 26 خرداد 1391برچسب:, :: 21:56 :: نويسنده : تنها
وای فردا 2تا امتحان دارم هم وصایا هم تفسیر الان دور سوم تفسیرم ولی حفظ نمیشم خیلی سخته از خنگی نیست خیلی سختتتتتتتتتتتتتتتته اخه چرا درسهای عمومی رو سخت میگیرن دو شنبه 22 خرداد 1391برچسب:, :: 23:47 :: نويسنده : تنها
خدایا شکرت امروز به غیر از امتحانی که خراب کردم خیلی خیلی روز خوبی بود دوستم تو دانشگاه سورپرایزم کرد و واسم تولد گرفت با یه کادو خیلی خیلی ناناز خیلییییییییییییییییییییییییییییی دوست دارم ممنون عزیز دلم .خیلییییی خیلیییییی دوست دارممممممممممم بعد مامانم اینا سورپرایزم کردن واییییییییییییییی خیلی خیلی خوب بود از همه ممنوننننننننننننننننننننننننننننننننننننن روز عالی بود خدایا ممنون سالهای قبل واسه تولدم روز شماری میکردم خیلی ذوق و شوقشو داشتم وقتی روز تولدم میشد میدیدم همچین روز خاصی هم نیست ولی امسال نمیدونم چرا هیچ حسی ندارم انگار نه انگار فردا تولدم نه اشتیاقی نه ذوقی :( شاید چون خیلی سرم شلوغ بوده و بهش فکر نکردم mybe :) تولدم پیشاپیش مبارک پنج شنبه 18 خرداد 1391برچسب:, :: 15:30 :: نويسنده : تنها
دست خط خودم: hjafs,yski.gsufrdsugfigufrailrugflkgrfkugruzresgfrk دست خط من:zendegibivaghfe.blogfa.com/ iyfuyfoiufloiufjuyvyufvu............................flidifliudflid7l97///////////////////fvkuyutdu576
اوه اوه امتحانا داره شروع میشه و من عین خیالم نیست کم خونسرد بودم این ترم خونسرد ترم شدم یک شنبه 14 خرداد 1391برچسب:, :: 18:23 :: نويسنده : تنها
وقتی ….. شنبه 12 خرداد 1391برچسب:, :: 23:55 :: نويسنده : تنها
امروز از شدت گرما کولر خونه رو روشن کردن ولی چون دریچه کولر اتاقم از زمستون پلاستیک جلوش بسته بودیم نفهمیدم تا اینکه رفتم تو حال دیدم به به چه هوای خوبی شده خلاصه چون همه سردشون شده بود خاموش کردن عصر دوباره چون مهمون داشتیم روشن کردن تا اینکه شب مهمون ها رفتن من رفتم که بخوابم یهو یادم اومد که پلاستیک دریچه کولر اتاقم رو باز نکردم بعد با کلی غر زدن و اصرار و راضی کردن اهل خونه روشن کردم تا یکم اتاقم خنک بشه تو این مدت رفتم یه سری کار دیگه تو خونه انجام بدم بعد از یک مدت اومدم تو اتاقم به امید اینکه الان وارد یه اتاق خنک و لذت بخش میشم ولی هم وارد شدم با یه اتاق گرم و دم دار روبه رو شدم نگو دریچه کولر رو یادم رفته بود باز کنم وای همه کارام مونده چرا من انقدر تنبلم؟ میدونم کلی کار دارم ولی بازم سرخودمو با یه چیز دیگه گرم میکنم
بهترین چیز داشتن یک خانواده خوب یه همسر خوب و یک دوست خوب هستش که خداراشکر 2تاشو دارم خدایا شکرتتتتتتتتتتتتت ازت ممنونم امروز با دوست خوبم رفتیم صفاسیتی خیلی خوب بود دوست ندارم هیچ وقت از دستش بدم تنهام نذار
|
|||
![]() |